به گزارش خبرگزاری حوزه، حجت الاسلام و المسلمین جعفر جدیری، روانشناس و مشاور خانواده در گفتوگویی به میزبانی از حجت الاسلام و المسلمین رضا یوسف زاده به موضوع «تأثیرات روانشناختی و خانوادگی شرکت در تجمعات انقلابی» پرداخته است که تقدیم شما فرهیختگان می شود.

* تجمعات شبانه به فرهنگ زیسته و نمایش اقتدار ملی تبدیل شده است
تجمعهای شبانه و گاهی روزانه، پدیدهای بسیار جدید و جالب است؛ به این نحو و با این فرآیند، شاید کمتر شاهد وقوع چنین اتفاقی در ایران بودهایم. در مقدمه باید به دو نکته درباره این تجمعها و سپس تأثیرات روانشناختی آن بر افراد اشاره کرد.
اکنون با پدیدهای به نام تجمعها یا راهپیماییهای شبانه مواجه هستیم که نه بر پایه اعتراضات صنفی یا گروهی، بلکه بر پایه عشق به وطن و اعتقادات اصیل شکل گرفته است. اتفاقی که اکنون رخ میدهد این است که نه یک گروه خاص، بلکه همه افراد با تمامی سلیقهها، پای وطن، کشور و اعتقادات خود ایستادهاند و این مسئله در طول چهل و اندی سالی که از انقلاب میگذرد، کمنظیر است.
هدف این تجمعها ایجاد یک جبهه مقاومت و ایستادگی پایدار است. هدف، رسیدن به یک مطالبه جزئی و کوچک نیست، بلکه ملت هدف کلانی را مدنظر دارند و تا به آن نرسند، دست از این تجمعها و راهپیماییها برنمیدارند. در واقع یک نمایش اقتدار ملی در حال وقوع است و زمانی که از اقتدار ملی سخن میگوییم، یعنی صرفنظر از گروهها و اصناف، با یک ملت روبهرو هستیم. هدف این است که به دنیا نشان دهیم یکپارچه و واحد هستیم، آن هم با انواع و اقسام سلیقهها که نکته بسیار مهمی است.

در اوایل این تجمعهای شبانه، رسانههای بیگانه مدعی بودند که این یک امر گذرا و ناشی از هیجان شهادت رهبرشان است و تمام میشود؛ در حالی که با گذشت زمان متوجه شدیم این یک موج گذرا نیست. این موج در حال تبدیل شدن به یک الگوی رفتاری و سپس یک فرهنگ زیسته است؛ همان چیزی که دشمن از آن هراس دارد. آنها از موج گذرا نمیترسند، اما از این میترسند که پایداری، استقامت و حضور در میدان و خیابان، تبدیل به فرهنگ، سبک زندگی و فرهنگ زیسته شود و همین مسئله آنها را مأیوس میکند. در این تجمعها عناصری وجود دارد که باید به آنها اشاره کرد، از جمله حضور افرادی با سلیقههای مختلف که هم بنده و هم جامعه آن را مشاهده کردهایم.
* تبدیل شدن به یک فرهنگ زیسته، دشمن را مأیوس میکند
تجمعات شبانه و گاهی روزانه، پدیدهای بسیار جدید و جالب است که شاید به این نحو و با این فرآیند، کمتر در ایران سابقه داشته است. این پدیده بر پایه عشق به وطن و اعتقادات اصیل شکل گرفته و برخلاف اعتراضات صنفی یا گروهی، شاهد حضور همه افراد با سلیقههای مختلف برای صیانت از کشور و اعتقادات هستیم که در طول چهل و اندی سال پس از انقلاب، امری کمنظیر است.
هدف این تجمعها ایجاد یک جبهه مقاومت و ایستادگی پایدار است. ملت به دنبال رسیدن به یک مطالبه جزئی و کوچک نیستند، بلکه هدفی کلان را مد نظر دارند و تا رسیدن به آن، دست از این راهپیماییها برنمیدارند. در واقع یک نمایش اقتدار ملی در حال وقوع است که در آن، فارغ از گروهها و اصناف، با یک ملت واحد مواجه هستیم تا به دنیا نشان دهیم با وجود تنوع سلیقهها، همگی یکپارچه و متحد هستیم.
در ابتدا رسانههای بیگانه مدعی بودند که این تجمعات امری گذرا و ناشی از هیجانات مربوط به شهادت رهبر است، اما با گذشت زمان مشخص شد که این یک موج زودگذر نیست. این حرکت از یک الگوی رفتاری به یک «فرهنگ زیسته» تبدیل شده است؛ همان چیزی که دشمن از آن هراس دارد. دشمن از موجهای هیجانی نمیترسد، بلکه از تبدیل شدن پایداری، استقامت و حضور در میدان به سبک زندگی و فرهنگ زیسته ملت واهمه دارد و همین مسئله آنها را مأیوس میکند.

در این تجمعات عناصری وجود دارد که آن را متمایز میکند؛ نخست، حضور افراد با سلیقهها، تیپها و اصناف مختلف از زنان و مردان است که گستردگی آن نسبت به مراسمهای سالیان قبل همچون ۲۲ بهمن و روز قدس، بیسابقه است. عنصر بعدی، حضور خانوادگی و حتی فامیلی است؛ به طوری که گروههای فامیلی پرجمعیت (ده تا پانزده نفره) با هم در این تجمعات شرکت میکنند که فراتر از نهاد خانواده هستهای است.
* نماد پرچم و موکبها، احساس تعلق و همبستگی فطری را ارضا میکند
نکته دیگر، برافراشته شدن نمادها، به ویژه پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران با آرم «الله» است که به نمادی همگانی تبدیل شده و حتی فروش آن نسبت به دهههای گذشته رشد چشمگیری داشته است. همچنین وجود موکبها و خدماترسانیهای متنوع، از پذیرایی گرفته تا خدمات فرهنگی و علمی (نظیر موکبهای آموزشی برای دانشآموزانی که کلاس حضوری ندارند)، از دیگر ویژگیهای این حرکت است. کنار هم قرار گرفتن این عناصر، این تجمعات را بیبدیل کرده است؛ چرا که دارای هدفی کلان و مثبت بوده و در حال تبدیل شدن به یک تجربه زیسته است.
رابطه میان فرد و اجتماع یک رابطه دوطرفه است که در آن فرد بر جامعه و جامعه بر فرد تأثیر میگذارد؛ این تعامل در تجمعات نیز به وضوح میان افراد و حرکت جمعی دیده میشود. علاوه بر تأثیرات احتمالی بر روابط خانوادگی، اولین نکته حائز اهمیت در این پدیده، ارضای «احساس تعلق و همبستگی» است.
بر اساس سلسلهمراتب نیازهای انسانی، همه ما نیازی فطری به احساس تعلق و پیوند با یک جمع داریم که باید به نحوی ارضا شود. تجمعات شبانه با پذیرش فرد در یک گروه بزرگ، این نیاز فطری را پاسخ میدهند و با دور کردن فرد از تنشهای روانشناختی و انزوا، به او احساس نیرومندی میبخشند. حضور در سیل جمعیت، احساس تعلق و همبستگی را در افراد تقویت میکند و باعث میشود فرد در کنار ایفای نقش اجتماعی و اثرگذاری در سطح جهانی، یکی از نیازهای اساسی وجود خود را نیز ارضا نماید.

* حضور در تجمعات، احساس عاملیت و یکپارچگی هویت دینی و ملی را تقویت میکند
نکته دوم، بحث «احساس عاملیت» است که در نظریههای روانشناسی بر اهمیت آن تأکید شده است؛ به این معنا که انسانها تمایل دارند سرنوشت خود را خودشان رقم بزنند. افرادی که احساس کنند سرنوشتشان در دست دیگران است، دچار تنشهای شدید روانشناختی میشوند. حضور در تجمعات شبانه به افراد این حس را منتقل میکند که در تعیین سرنوشت کشور و اجتماع خود اثرگذار هستند. این مشارکت، حتی فراتر از مقولهای مانند انتخابات است، چرا که در اینجا بحث موجودیت نظام و کشور در میان است. وقتی افراد در این حرکتها شرکت میکنند، احساس میکنند برای کشورشان قدم برداشته و در سرنوشت آن سهیم شدهاند. همین حس مفید بودن و عاملیت است که باعث میشود افراد پس از بازگشت از تجمعات، علیرغم خستگی جسمی، احساس خوشایند و انرژی مضاعفی داشته باشند.
بنا بر تحلیلهای ارائه شده، حضور مردم در خیابانها به اندازه حضور در میدانهای نظامی و پای لانچرها در دفع تهدیدات و حفظ ثبات نظام تأثیرگذار است. این حضور در واقع تجلی احساس عاملیت و قدرت ملی است. در کنار این موارد، باید به موضوع هویت نیز توجه داشت؛ ما با چهار نوع هویت فردی، خانوادگی، ملی و دینی مواجه هستیم. تجمعات شبانه دو هویت «ملی» و «دینی و انقلابی» را در کنار هم رقم میزنند. از آنجا که مبنا و هدف انقلاب اسلامی، تعالی دین و کلمه الله بوده است، هویت انقلابی از هویت دینی جدا نیست. شرکت در این تجمعات باعث ترکیب و یکپارچگی هویت دینی و ملی در فرد شده و این دو را ارتقا میدهد.

* در تجمعات، هویت دینی و ملی به شکلی منسجم یکپارچه میشوند
هویت، رکنی است که افراد با آن زنده هستند و به واسطه آن با دیگران ارتباط برقرار میکنند و این تجمعات دقیقاً همان جایی است که میان این دو هویت پیوندی ناگسستنی ایجاد میکند.
در تجمعات شبانه، هویت دینی و هویت ملی با یکدیگر یکپارچه میشوند. این پدیده دقیقاً در نقطهای شکل میگیرد که تصورات غلط مبنی بر جدایی این دو هویت از هم رنگ میبازد و این یگانگی خود را به صورت عینی نشان میدهد. به دلیل حضور افراد با سلیقههای مختلف در این تجمعات، ما شاهد آن هستیم که هویت دینی و ملی به شکلی منسجم و یکپارچه تبلور مییابد.
بنده احساس میکنم با حضور در این مسیر، نه چند قدم، بلکه چندین قدم در مسیر تقویت هویت خود جلو افتادهام. در این خصوص، به یاد کلیپی از رهبر شهید (رحمة الله علیه) افتادم که مربوط به دوران جنگ تحمیلی بود؛ گویی از ایشان سؤال شده بود که اکنون موضوع اصلی، دفاع از وطن است یا دفاع از اسلام؟ ایشان به این مضمون فرمودند که بحمدالله اکنون ما در شرایطی هستیم که دفاع از وطن، دقیقاً همان دفاع از اسلام است و این دو مفهوم با یکدیگر مشترک و یکی شدهاند.











نظر شما